استراتژی یا آینده پژوهی؟ (قسمت ششم)

استراتژی یا آینده پژوهی؟ (قسمت ششم)Reviewed by دکتر محمد مهاجر on Oct 31Rating: 5.0استراتژی یا آینده پژوهی

مدیر و آینده‌پژوه

هیچ‌کس نمی تواند آینده را ببیند یا با دقت کامل پیش‌بینی کند، اما این دقیقاً همان کاری است که در جایگاه یک مدیر تجاری، باید از عهده آن برآیید. هر روز موظف هستید تا بر‌اساسِ آنچه‌که اطمینان ندارید (آینده)، تصمیم بگیرید.

احتمالاً، تا اینجا، این پرسش در ذهنتان شکل گرفته است که یک مدیر نیز می‌تواند از عهده تمامیِ وظایف یک آینده‌پژوه بر‌آید؛ شاید به این نتیجه رسیده باشید که این دو نفر کاملاً شبیه به هم هستند. در اینجا لازم می‌دانم تا به تفاوت‌ها بپردازم.

بیایید با هم کمی به عقب برگردیم، زمانی‌که افراد سیستم‌هایی را ایجاد می‌کنند، مدیر می‌شوند و این مدیران آن سازمان‌ها را هدایت می‌کنند. فکر می‌کنید تصمیمات مدیریتی آن‌ها از کجا ریشه می‌گیرد؟

درست حدس زدید؛

ریشه در تصمیمات قبلی که به درستی آن‌ها اعتماد دارند. به این شیوه مدیریت، «مدیریت شُهودی» می‌گویند. لابُد با خود می‌گویید: «خوب، اِشکال کار کجاست؟». لازم است بدانید چنانچه تا به امروز با این شیوه مدیریت متضرر نشده‌اید بسیار خوش‌اقبال بوده‌اید.

اِشکال کار آنجاست که در تصمیم‌گیری بر اساس شُهود، ذهن ما به یک ماشین تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود. پس به‌هنگامِ تصمیم‌گیری دست به انطباق می‌زند و برطبقِ آنچه که در گذشته مؤثر بوده است تصمیم‌سازی می‌کند.

البته از برخی جهات می‌توان گفت که هدایت سازمان، تدوین استراتژی‌ها و اجرای آن‌ها از وظایف مدیرعامل است؛ شاید کشف احتمالات نیز از وظایف او باشد اما در مسیر تفکر مدیران، پرتگاه‌هایی وجود دارند که در تفکر صحیح و کارآمد اخلال ایجاد می‌کنند؛ ناگفته نماند، بسیار کم‌اَند رهبرانی که فراتر از یک چارچوب مشخص می‌اندیشند. بنابراین، به‌عنوانِ یک مدیر، چگونه با این چالش روبرو می‌شوید؟.

شما باید بدانید که به‌عنوانِ یک رهبر و مجری، چه تغییراتی بیشترین تأثیر را بر کسب‌وکار شما خواهد گذاشت و چگونه می‌توانید به بهترین شکل با آن‌ها روبرو شده و از آن‌ها استفاده کنید؟

با وجود آنکه مدیریت شهودی مؤلفه حساسی از مدیریت مدرن به حساب می‌آید، اما در مواجهه با موضوعات پیچیده امروز، نیازمند تخصص در زمینه‌های گوناگونی است. به‌علاوه، با تکرار برنامه‌های قبلی راه به جایی نمی‌بریم.

همانند یک آینده‌پژوه فکرکردن، نوعی شکاف منطقی ذهن است که گاهی اوقات می‌تواند مستقل از داده‌های گذشته باشد؛ به‌عبارتی‌دیگر، شیوه جدیدی از تفکر برای آفرینش آینده‌ای جدید و متفاوت.

 اینجاست که نقش یک آینده‌پژوه سازمانی، مهم جلوه می‌کند؛ او وظیفه دارد رهبران ارشد را به نوآوری و تغییرِ تفکر کوتاه‌مدت متقاعد سازد.

جالب است بدانید که

آینده‌پژوهانِ کسب‌وکارها در سراسر دنیا، از روش‌هایی استفاده می‌کنند که به آن‌ها فرصت درک، اکتشاف و برنامه‌ریزی برای آینده را می‌دهد. از آن مهم‌تر، می‌دانند که چگونه بر آینده تأثیر گذاشته و آن را تغییر دهند.