استراتژی یا آینده پژوهی؟ (قسمت نهم)

استراتژی یا آینده پژوهی؟ (قسمت نهم)Reviewed by دکتر محمد مهاجر on Nov 4Rating: 5.0استراتژی یا آینده پژوهی؟

دوست دارم آینده‌پژوه باشم!

چنانچه تا کنون مجذوب این دانش شگفت‌انگیز شده‌اید و تمایل دارید، کمی تا قسمتی، آینده‌پژوه باشید چند پیشنهاد برایتان داریم.

 بهترین راه برای آشنایی با حرفه آینده‌پژوهی، آشنایی با برخی از آینده‌پژوهان حرفه‌ای و گفت‌وگو با آن‌ها در فضای مجازی است؛ زیرا افراد حرفه‌ای در این زمینه، در ایران، انگشت‌شماراَند. پس از آن می‌توانید در یک دوره تخصصی آینده‌پژوهی شرکت کنید. دقت داشته باشید تناسب این رشته با مهارت‌های شما بسیار اهمیت دارد.

به‌طورِکلی، یک آینده‌پژوه باید خصوصیات زیر را داشته باشد:

  • دانش و تخصص در زمینه موضوعات گوناگون؛
  • انگیزه‌ای قوی در خودآموزی؛
  • همکاری با کارشناسانی از رشته‌های مختلف؛
  • به اشتراک‌گذاشتن دانش ارزیابی رویکردهای جدید و ایجاد ارزش برای جامعه.

علاوه‌براین، برای تبدیل‌شدن به یک آینده‌پژوه حرفه‌ای باید آینده‌پژوهی را به چشم شغل خود ببینید. در ادامه به کمی چاشنی اعتبار  نیاز دارید؛ برای این منظور نیز می‌توانید یک پلتفرم یا وبلاگ آنلاین بسازید و تلاش کنید تا در رسانه‌های اجتماعی فعالیت پُررنگی داشته باشید.

برای دیدن آینده، از قوه تخیل خود استفاده کنید. برای‌نمونه،  پیش‌بینی کنید جهان یا شرکت شما، ده سالِ آینده، چه جایگاهی خواهند داشت. برای کارمندان و کارگران چه اتفاقی خواهد افتاد. نیازهای مشتریانتان را تجسم کنید.

چنانچه موفق شدید در جایگاه یک آینده‌پژوه سازمانی قرار بگیرید، بهتر است دامنه مطالعاتتان فراتر از منابع انسانی باشد. به‌علاوه، به روندها توجه ویژه‌ای داشته باشید؛ البته روندها و آمار مرتبط با صنعت و کسب‌وکار خودتان.

جالب است بدانید که

در جایگاه یک آینده‌پژوه شرکتی، شغلتان این نیست که از داستان واقعیت بسازید، بلکه باید داستانی بسازید که در آینده برای شرکتتان به واقعیت تبدیل شود. بی‌شک،  بیان‌کردن دیدگاهتان در این‌ باره که شرکت باید به کدامین سو حرکت کند تا به بهترین شکل با آینده روبرو شود، بسیار هیجان‌انگیز خواهد بود.

تامل کنید!

زمانیکه آینده واقعی رخ ‌دهد، آن را به شکل زمان «حال»، زندگی و تجربه می‌کنیم. امروز، نتیجه عملکردها و انتخاب‌های گذشته ماست. به‌عبارت‌ِدیگر، همه در ایجاد بهترین آینده ممکن نقش داریم.

آینده حاصل تلاش یا تنبلیِ امروز ماست. زمانیکه دست به انتخاب‌ بزنید، در حقیقت از میان بی‌نهایت آینده احتمالی، یکی از آن‌ها به واقعیت تبدیل خواهد شد؛ این آینده نیز با گذشت زمان به تاریخ می‌پیوندد و تغییرناپذیر می‌شود.

نکته اصلی این است که ما فقط می‌توانیم بر «آینده» تأثیر بگذاریم و برای «گذشته» هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. بنابراین، برای خلق لحظاتی بهتر تلاش کنیم. سعی کنیم از میان آینده‌های احتمالی، انتخاب‌های بهتری داشته باشیم.

در دنیای کسب‌و‌کار هیچ‌چیز ثابت نمی‌ماند. فناوری‌های جدید، با سرعتی سرسام‌آور در حال حرکت هستند و تا چند سال آینده تأثیرات آن‌ها بر تجارت، اقتصاد جهانی و کسب‌وکارهای شخصی را شاهد خواهیم بود.

به‌‎هرحال، همه افراد و سازمان‌ها، به هر شکل و اندازه‌ای که باشند، برای حرکت در راستای تغییرات پیشِ‌رو ناگزیرند فرصت‌ها را یافته و آن‌ها را بپذیرند.

در این عرصه، کسانی که می‌توانند به فراتر از صنعت خود بنگرند و دریابند نیروهای اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی چگونه تقاضای مصرف‌کنندگان را شکل داده و کسب‌وکارشان را تحت‌ِتأثیر قرار می‌دهند، موفق‌ترین خواهند بود.

داشتن چشم‌اندازی درباره استراتژی می‌تواند شما را در رویارویی با تغییرات بزرگ جهانی که پیوسته در حال گسترش هستند یاری کند. لازم است  کسب‌وکارها خود را با محیطِ در حال تغییر، سازگار کنند؛ سوارشدن بر روی موج‌ها بسیار راحت‌تر از حرکت برخلافِ جهت آن‌هاست. بااین‌حال، به نظر می‌رسد برخی از صاحبان کسب‌وکارها و فعالان اقتصادی، در رابطه با این نیروهای بزرگ، بی‌تفاوت هستند.

می‌توان کشورها و جوامعی را دید که نتوانستنه‌اَند خود را با تحولات سازگار کنند و از این جهت از هم فروپاشیده‌اَند. آن‌ها ذات تغییر را درست نشناختند. آینده‌شناسی از این منظر، دانش شناخت تغییرات است.

در نهایتِ تأسف، با آنکه بشر بیش‌ازپیش به عواقب اقداماتی مانند آلودگی، مصرف انرژی و ازدیاد جمعیت آگاه است، اما شواهد حاکی از آن است که در انجام آنچه در طولانی‌مدت به نفع جامعه است، عملکرد ضعیفی داشته است.

با توجه به مطالب گفته شده، گسترش علم آینده‌پژوهی و عامه‌پسندکردنِ آن، می‌تواند ما را برای درک بهترِ آنچه که امروز باید انجام دهیم تا فردایی بهتر داشته باشیم یاری رساند.

 جالب است بدانید که…

 ما واقعیت‌ها را آنگونه که هستیم می‌بینیم، نه آنگونه که هستند؛ ازاین‌رو اقداماتِ ما، بر اساس درکی است که از واقعیت داریم، نَه بر اساس خودِ واقعیت!.