استراتژی یا آینده پژوهی؟ (قسمت هشتم)

استراتژی یا آینده پژوهی؟ (قسمت هشتم)Reviewed by دکتر محمد مهاجر on Nov 3Rating: 5.0استراتژی یا آینده پژوهی؟

آینده‌پژوهی اِستارت‌آپ


آیا قصد دارید اِستارت‌آپ سودآوری راه‌اندازی کنید و به دنبال ایده‌های جدید کسب‌و‌کار هستید؟.

 هر ساله کارآفرینان، میلیون‌ها کسب‌وکار کوچک راه‌اندازی می‌کنند. اما آیا می‌دانستید که از هر ۱۰کسب‌وکار، ۸ تای آن‌ها شکست خورده و در نطفه خفه می‌شوند؟!.

ممکن است دلایل زیادی برای شکست آن‌ها وجود داشته باشد، مانند کمبود بودجه یا نداشتن مزیت رقابتی.

اما  نکته‌ای که اغلب در هنگام شروع کسب‌وکار از آن غافل هستیم، نادیده‌گرفتن آخرین و جدیدترین روندهاست؛ در بیشتر مواقع هیچ رویکرد آینده‌پژوهانه‌ای را به کار نمی‌بندیم؛ در نتیجه شکست می‌خوریم و به کارآفرین سریالی تبدیل می‌شویم.

چنانچه تمایل دارید کسب‌وکار پایدار و سودآوری راه‌اندازی کنید، باید علاوه‌بر آگاهی از روندهای امروز، روندهای ده سال آینده کسب‌وکارتان را نیز شناسایی کنید. باید مشکلات حال و آینده مردم را آنالیز کنید. باید بتوانید راه‌حل‌های جدید و مقرون به صرفه‌ای را برای حل این مشکلات ارائه دهید.

موفق‌ترین کارآفرینان کسانی هستند که با جمعیت همراه نمی‌شوند و آن‌ها را دنبال نمی‌کنند، بلکه پیش از رقابت، نیازهای بازار را پیش بینی می‌کنند و در جهت برآورده‌کردن آن‌ها حرکت می‌کنند.

جالب است بدانید که

آینده‌پژوهی به شما می‌گوید که چگونه از واقعیت‌های متغیرِ امروز، فردا به وجود می‌آید. 

به یک آینده‌پژوه نیازمندیم؟

فکر می‌کنید چرا شرکت‌های معتبری مانند پی اَند جی، اینتِل، فورد و جِنِرال موتورز سال‌هاست که پابَرجا مانده‌اند؛ راز موفقیت آن‌ها این است که در رأس کارهایشان از وجود یک  آینده‌پژوه بهره می‌برند.

فکر می‌کنید چرا با آن که سازمان‌ها پیوسته در حال برنامه‌ریزی هستند و به بررسی متغیرها و ارتباط آن‌ها می‌پردازند اما همچنان با مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند.

چنانچه دیدگاه‌ها و نقشه راه بیشتر این سازمان‌ها را بررسی کنید متوجه می‌شوید که آن‌ها فقط در ‌راستای توانایی‌های فعلیشان حرکت می‌کنند؛ گاهی اوقات بسته به اهداف متفاوت، به میزان کم، شاهد رشد خطی آ‌ن‌ها هستیم که البته با دانش بازار هماهنگی مناسبی ندارند.

مسیر کسب‌وکار و چارچوب فعلی سازمان‌ها، با روندهای پیوسته در حال تغییر هم راستا نیستند و با شکلی از هم‌گسیخته و نامرتب به سوی آینده در حرکت هستند.

از آنجایی که انتظارات و تقاضای مصرف‌کنندگان برای محصولاتی جدید و خلاق‌تر افزایش یافته، رقابت در بازار به سطحی رسیده است که تولید و توسعه محصولات جدید برای جذابیت بِرَند شرکت امری ضروری است. همانطورکه می‌دانیم برای ماندگاری، لازم است تا در بازار حضوری پُررنگ داشته باشیم. ولی متأسفانه، امروزه جلب توجه مصرف‌کنندگان نسل جدید، برای خرید محصولات جدید، بسیار سخت و پیچیده است.

کسب‌وکارهای بزرگ نمی‌توانند از آنچه‌که در آینده نزدیک رخ می‌دهد جلوگیری کنند، اما استخدام کارشناس آینده‌پژوه، ریسک آنچه در انتظار آن‌هاست را تخفیف می‌دهد.

حتی کسب‌وکارهای کوچک نیز به آینده‌پژوه نیاز دارند. روندهای بلندمدت به‌طورِ چشمگیری بر فروشگاه‌های کوچک تأثیر خواهند گذاشت و ممکن است در آینده‌ برای بسیاری از این کسب‌وکارها تقاضایی وجود نداشته باشد.

در این راستا، حتی ادارات نیز باید کارشناسان آینده‌پژوهی را استخدام ‌کنند تا کارایی بخش‌های خود را بهبود بخشند. آینده‌پژوهان، مجموعه‌ای از مهارت‌های جدیدی را برای آن‌ها تعیین می‌کنند تا برای کسب موفقیت و ثروت در صنایع خود، آن‌ها را دنبال کنند.

یک شرکت یا سازمان، بدون حضور آینده‌پژوه، نمی‌تواند به درستی از چالش‌های احتمالی که ممکن است در مسیر آینده به آن‌ها برخورد کند مطلع شوند. برای آنکه بدانیم این چالش‌ها چراوچگونه رخ می‌دهند و چه سَمت‌وسویی دارند، باید از یک آینده‌پژوه کمک بگیریم.

مشاهده و پیش‌بینی، بررسی روندها، تدوین سناریوهایی  برای آینده بازار و رقابت  در آن، مطالعه نحوه تغییر شرایط و تدوین راه‌هایی برای حرکتِ شرکت در مسیر آینده، همه از وظایف یک آینده‌پژوه است.

از آنجایی که آینده‌پژوهان فقط بر کوتاه‌مدت تمرکز نمی‌کنند، آزاد هستند تا برای رویارویی با چالش‌هایی که در آینده در پیشِ روی شرکت قرار دارند، خارج از چارچوب فکر کنند.

آینده‌پژوهان آموزش‌دیده، گزینه‌های زیادی برای رویارویی با آینده در دست دارند. آن‌ها با ارزیابی‌های ارزشمند، مزیت‌هایی را به وجود می‌آورند تا با رقبا مواجه شده و از رقابت با آن‌ها سود ببریم.

یکی از روش‌های موفقیت‌آمیز آینده‌پژوه، شناسایی کلان‌روندهایی است که رفتار و نیازهای آینده مصرف‌کننده را شکل می‌دهند. با استفاده از «آینده‌پژوهی» به عنوان یک ابزار استراتژیک، این تفکرِ پیشرو به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا برای همگام‌شدن با تغییرات بزرگ جهانی آماده شوند.

آینده‌پژوهان، پیش‌بینی‌ها و فرصت‌های مربوط به آینده را بر اساس روند فعلی کشف می‌کنند. وظیفه او این است که درباره آینده فکر کند و با استفاده از ابزارها و روش‌های مناسب، استراتژی‌های ممکن را تهیه کرده و به رهبران ارشد درباره سناریوهای سخت آینده هشدار دهند.

ازاین‌رو، سازمان‌ها به آینده‌پژوهانی نیاز دارند که بتوانند این روندها را به شکل بینش‌ها و زمینه‌های مختلف ترسیم کنند و برای کمک به گروه نواوری سازمان، چارچوبی را تعیین کنند.

جوامع، شرکت‌ها و ملت‌ها، همگی به آینده‌پژوهان نیاز دارند. آینده‌پژوهان، فراتر از کاشفان روندها و متفکران تحلیلی هستند.

برای پاسخ‌دادن به روندها و استفاده از تمامی فرصت‌های پیش‌بینی‌شده، جای خالیِ یک آینده‌پژوه، به‌شدت در جامعه ما احساس می‌شود.

جالب است بدانید که

ما سرگرم زندگی تجاری روزمره هستیم و به جای آنکه بر آینده‌ای دورتر تأمل کنیم، بر کوتاه‌مدت تمرکز داریم. همیشه افراد بدبینی وجود دارند که بینش‌های نوین و پیش‌بینی‌ روندهای ناشناخته را رد می‌کنند و استدلالشان این است که  چنان دور هستند که به صنعت یا شرکتشان ارتباطی ندارند.