برندسازی و اشتباهات رایج ادارکی

برندسازی و اشتباهات رایج ادارکیReviewed by دکتر سید محمد مهاجر on May 12Rating: 5.0

برند چه چیزهایی نیست ؟!

برندسازی و اشتباهات رایج ادارکی

برندسازی و اشتباهات
۱- یکی از نکات جالبی که گاهی در آگهی‌های روزنامه‌ها و وب‌سایت‌ها مشاهده می‌شود، آگهی “ثبت برند” است. شرکت‌های ارائه دهنده خدمات ثبت نمی‌دانند یا نمی‌خواهند به مشتریان خود بگویند:

برند با علامت تجاری تفاوت دارد.

۲- در قدیم نام برخی از افراد در بازار و محلات بسیار خوشنام بودند و در هر کاری که واسطه می‌شدند معمولا اعتبارشان سبب می‌شد تا دیگران روی حرفشان حرفی نزنند. نام این افراد برای بسیاری تداعی حس اعتماد بود و قبل از اینکه دانش برندسازی شخصی مدون شود نام این افراد برند بود. در مقابل افرادی بودند که به خلافکاری، بداخلاقی، بد دهانی و … اشتهار داشتند و هرگاه هم نام این افراد برده می‌شد بلافاصله حس عدم امنیت در ذهن گوینده و شنونده‌ای که آن‌ها را می‌شناخت به وجود می‌آمد. اگر بتوان گفت که حس خاص از شنیدن و دیدن یک پدیده،  برند آن است. هرگاه از شنیدن و دیدن پدیده‌ای حس بدی در ما ایجاد شود آن پدیده برندی دارد پس:

برند با حسن شهرت تفاوت دارد.

 

۳- در فهرست ارزشمندترین برند‌های دنیا در سال ۲۰۱۵ از شرکت Interbrand، برند گوگل برند دوم و در فهرست Forbes برند گوگل سوم است در حالی که برند گوگل با واژه جستجو عجین شده است و جستجو در گوگل رایگان است. در هر دو این فهرست‌ها نخستین برند اتومبیل تویوتا است (به ترتیب رتبه ششم و هشتم) که اتومبیل‌هایی  ارزان قیمت‌تر از برند  Porsche تولید می‌کند که به ترتیب در رتبه‌های ۵۶ و ۷۸ قرار دارد و همه ما از نوشابه نسبتا ارزان قیمت کوکاکولا را نوشیده‌ایم که سال‌هاست در تمامی رتبه‌بندی‌ها رتبه تک رقمی داشته است. بنابراین:

 

برند معتبر بودن، با گران قیمت بودن تفاوت دارد.

 

۴- بعضی اوقات که شعار برخی از برندها را می‌بینیم، متوجه می‌شویم این شعارها ارتباط کاملا مستقیمی با محصولات آن برند ندارند و بیشتر حس خوبی را در مشتری ایجاد می‌کنند. مثلا شعار قدیمی سامسونگ “everyone’s invited” یا شعار ال جی “Life is Good” و در بین برندهای وطنی شعار زیبا و دوست داشتنی “دوست من سلام” مربوط به برند بهروز همگی حس خوب در مشتری ایجاد می‌کنند. در بسیاری از موارد نیز برندهای معرفی وجود دارند که ما کمتر شعار آن‌ها را شنیده‌ایم ولی حتی بدون شنیدن شعار آن‌ها نیز حس اعتماد در ذهن ما تداعی می‌شود. مثلا من تا امروز شعار مرسدس بنز را نمی‌دانستم و برای نوشتن این مطلب شعار بنز را جستجو کردم. نشنیدن یا ندانستن شعار مرسدس بنز از ارزش برند بنز کم نمی‌کند زیرا:

 

برند داشتن با شعار داشتن تفاوت دارد.

 

۵- در میان حیطه‌های مختلف کاری برخی از فعالیت‌ها به گونه‌ای است که همه با آن‌ها سروکار دارند و این کسب‌و‌کارها نیز برای طیف گسترده‌ای از مشتریان محصول تولید می‌کنند. برند کوکاکولا چنین برندی است و از شهروندان کشورهای پیشرفته و مردم بسیاری از نقاط دیگر جهان آن‌ها را می‌شناسند. اما در مقابل برندهایی وجود دارند که تنها در مناطق خاص، در بین اشخاص متخصص، در بین متمولین کاربرد و مشتری دارد. لذا ضمن توجه به “تاکید الزاماً” می‌گوییم:

 

برند داشتن الزاماً به این معنا نیست که همه باید ما را بشناسند.

 

۶- بالاخره بر همگان واضح و مبرهن است که:

 

با داشتن لوگوی شخصی، برند شخصی نخواهیم داشت.

 

در مقاله زیر بخوانید:

برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ چیست؟

 

پرسونال برندینگ با مدل ۱۱P