برند شخصی معتبر برای بانوان کارآفرین

برند شخصی معتبر برای بانوان کارآفرینReviewed by دکتر محمد مهاجر on Mar 8Rating: 5.0برندسازی شخصی

ساخت برند شخصی معتبر برای بانوان کارآفرین

هدف از این مقاله ارائه بینشی در مورد چگونگی توسعه و ارتباط یک برند شخصی معتبر توسط زنان کار آفرین است. ما فعالیتهای بازاریابی کارآفرینی (EM) که توسط کارآفرینان زن انجام شده را بررسی کرده و اثرات آن را شناسایی می کنیم و تاثیر رفتارها و تاکتیکهای مدیریتی، تبلیغات برای درک بهتر در بازار و مشاغل آنها و خطرات مرتبط با آن در سه بخش طرح، روش شناسی و رویکرد را بررسی می کند.

برند شخصی | بانوان کارآفرین

رویکرد ساخت برند شخصی

از کارآفرینانی در مشاغل کوچک که طیف وسیعی از خدمات تخصصی که درگیر فعالیت های برندسازی شخصی هستند برای این مطالعه دعوت شدند. اطلاعات ۱۱ نفر از صاحبان مشاغل جمع آوری و تجزیه و تحلیل شد و متن مصاحبه و یادداشت های میدانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها چالش های پیچیده ای را که کارآفرینان زن با آن در تبلیغ وبازاریابی مشاغل خود مواجه هستند نشان می دهد که به چهار موضوع اصلی برای توضیح چگونگی فعالیت زنان کارآفرین در مدیریت برند شخصی خود به صورت آنلاین و آفلاین، آزمایشی، خطر، اصالت و خواهش به طور خاص مشخص شده است.

در این مطالعه به طور خاص مشخص شده است که کارآفرینان زن از ترکیب تاکتیک خواهش در تبلیغ نام تجاری خود استفاده می کنند، علاوه بر این ، مشخص شد که کارآفرینان زن ترس و ضعف شخصی در تلاش برای اثبات اصالت و مدیریت ریسک برای ارتقاء را دارند.

اصالت / ارزش – این مطالعه با درک از ادبیات بازاریابی کارآفرینی و مواجه شدن با خطرات مرتبط با ارتقاء برای کارآفرینان زن، همچنین با ارائه درک بهتر از تاثیرگذاری و برجسته کردن تعدادی از پیامدهای مهم در تبدیل یک حوزه کارآفرینی به یک سازمان کمک می کند.

مقدمه

بازاریابی یکی از بزرگترین چالش ها برای همه کارآفرینان و یک چالش خاص برای برخی از کارآفرینان زن فاقد دانش و اعتماد به نفس لازم برای توسعه فعالیتهای بازاریابی برای مشاغل خود است که به راحتی نمی توان با برند های بزرگتر رقابت کرده و از پایین ترین سطح تبلیغ برای ارتقاء خود استفاده می کنند.

با این حال ، خطرات احتمالی برای زنان در خودسازی یا چگونگی مدیریت خطرات مرتبط با ارتقاء خودشان در مورد کارآفرینان زن کمتر شناخته شده است

هدف ما کشف فعالیت های بازاریابی کارآفرینی است که توسط کارآفرینان زن به طور خاص انجام شده است و به دنبال شناسایی رفتارها و تاکتیک هایی برای تاثیر برند شخصی هستیم.

این مطالعه به طور خاص بررسی خطرات مرتبط با ارتقاء برای کارآفرینان زن و همچنین کامل کردن تحقیقات توسعه نیافته مدیریت تاثیرگذاری برای کارآفرینان در برابر سازمانها که باعث گسترش آنها می شود کمک می کند.

کارآفرینی زنان به عنوان کلیدی در هدایت اقتصاد جهانی و تحولات اجتماعی تلقی می شود با این حال ، حتی در اقتصادهای پیشرفته مانند انگلستان ، تعداد زنان کارآفرین برابر نیمی از مردان می باشد که در ۱۰ سال آینده بیش از ۱۰۰ میلیارد پوند به اقتصاد انگلیس کمک خواهد کرد.

این تنها بخشی از داستان است در حالی که افزایش زنان به رهبری مشاغل در حال رشد بوده و تازه کارها هم باید تشویق به رشد شوند و فروش و بازاریابی برای آن ضروری است.

تحقیقات قبلی نشان داده که بازاریابی و سرمایه گذاری های کوچک در کارآفرینی ها در مقایسه با سازمان های بزرگ متفاوت است و با تصمیم گیری منطقی تر که زیربنای رویکردهای سنتی بازاریابی است ، در تضاد است.

این مطالعه به بررسی چگونگی استفاده کارآفرینان زن از مدیریت ریسک به عنوان ابعادی شناخته شده که ممکن است رویکرد جدید برای بازاریابی داشته باشد می پردازد.

این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است:

  • برندسازی شخصی
  • بازاریابی تاثیرگذار
  • استراتژی و جمع آوری ها داده ها
  • سیاست های کارآفرینی

برند سازی شخصی

تحقیقات قبلی مشخص کرده است که فعالیتهای بازاریابی سنتی برای برند سازی شخصی و غیر شخصی و بهره گیری از دانش تخصصی یا منحصر به فرد و استفاده از رسانه های اجتماعی جدید که یک فرصت بی سابقه به کارآفرین ارائه می دهد و دیگر نیازی به آژانس های تبلیغاتی برای فعالیتهای بازاریابی خود، محصولات و خدماتشان نیست و توسط خودشان انجام می شود.

تا به امروز ، مطالعات بسیار کمی در زمینه برندسازی شخصی انجام شده است که مورد حمایت تئوری های برندسازی است. کاربرد تئوری برندسازی برای مردم در  در حالی که محصولات و خدمات شناخته شده با فعالیتهای بازاریابی و برندینگ، شانس را برای مشاغل و خدمات تازه دشوار کرده است در روند برندسازی شخصی، افراد را به فعالیتهای خود برای عرضه در بازار ، وعده های منحصر به فرد و ارزش براساس نقاط قوت و دارایی های شخصی  تشویق کرده است و برخی منتقدان معتقدند برندهای شخصی برای جلب رضایت بازار و معتبر ماندن ایجاد چالش می کنند.

استفاده از رسانه های اجتماعی و ابزارهای آنلاین باعث جلب علاقه و اطمینان و استفاده مؤثر از آن برای کسانی که می توانند یک برند شخصی معتبر را به صورت آنلاین و آفلاین ایجاد کنند می تواند فرصت های شغلی مخاطبان خود را گسترش دهند.

رسانه های اجتماعی ، از جمله اینستاگرام ، به افراد این امکان را می دهد تا در ایجاد هویت و توسعه برند شخصی خود در یک محیط پویا تأثیر بگذارند و با فعالیت های بازاریابی الکترونیکی به عنوان ابزاری مؤثر برای گسترش فعالیت های تاثیرگذاری و فرصتی برای ایجاد یک برند شخصی برای کارآفرینان دیده می شود.

در تحقیقات قبلی، برندسازی شخصی را به عنوان ابزاری برای دیده شدن و مدل سازی معرفی کرده است.  برندسازی شخصی یک واکنش منطقی در بازار رقابتی و غیر قابل مشخص اقتصادی است و مسئولیت این کار از جامعه به فرد منتقل شده و برای پیشرفت اقتصادی، برند سازی شخصی نقش مهم و گسترده ای دارد.

برند شخصی زنان

 

مدیریت برداشت

مشابه نام تجاری شخصی ،مدیریت تاثیرگذاری به روندی اشاره دارد که توسط آن افراد تلاش می کنند تا برداشتهایی را که دیگران از آنها دارند را کنترل کنند . این مدیریت به نمایشی دراماتیک نسبت به تعاملات اجتماعی نسبت داده می شود که به موجب آن افراد از بازیگران اجتماعی به عنوان تأثیرات مثبت بیرونی تصور می شوند.

هنگامی که افراد به دنبال دستیابی به اهداف خود هستند ، انگیزه بیشتری به استراتژی های تاثیرگذاری دارند. مدیریت تاثیر اغلب در ادبیات سازمانی مورد استفاده قرار می گیرد تا فرد به خوبی خود را معرفی کند که به طور مستقیم بر توانایی آنها در اشتغال، ارتقاء امنیت یا افزایش حقوق تأثیر می گذارد. با این وجود ، اکتشافات محدودی در مورد رفتارهای تاثیرگذار که توسط کارآفرینان اتخاذ شده است ، در حالی که آنها به دنبال تأثیر مثبت بر دیگران هستند.

هر دو تکنیک مستقیم و غیرمستقیم که هنگام ساختن تصویر استفاده می شود مورد بحث قرار می گیرد. تکنیک های مستقیم ممکن است هنگام ارائه اطلاعات در مورد “صفات ، تواناییها و موفقیتهای شخصی” و تکنیکهای غیرمستقیم مورد استفاده قرار گیرد.

مدیریت اطلاعات در مورد “مردم و چیزهایی که فرد با آنها در ارتباط است” در ادبیات بین استراتژی های ادعایی و دفاعی تمایز بیشتری صورت می گیرد. در نظر گرفته می شود که استراتژی های تأیید کننده توسط فردی که به دنبال ایجاد یک تصویر خاص است آغاز می شود و به نظر می رسد که در پاسخ به تصویری نامطلوب که ممکن است ایجاد شده باشد ، استراتژی های دفاعی به کار گرفته می شوند.

پنج رفتار مختلف مدیریت تاثیرگذاری با توصیف که با استراتژی های تأیید کننده این مدیریت همراه است در جدول زیر می بینید.

 

مدیریت تاثیرگذاری

استراتژی خط مشی توصیف
استراتژی اثبات کننده –

افراد برداشت ها را در مورد خود مدیریت کنید و برای خودشان یک تصویر دلخواه ایجاد می کند.

ادغام به دنبال دوست داشتنی بودن ،

نشان دادن بودن خود که

به نفع دیگران است

ارتقاء توانایی ها و موفقیت ها
مثال زدنی انجام بیش از حد و فراتر از حد لازم
خواهش نمایش نقاط ضعف یا محدودیت ها
ترس تهدید یا زورگویی

 

این ادبیات بیشتر با تأکید بر استفاده از خودآگاهی و رفتارهای تجاوزگرانه به استفاده از راهکارهای خواهشیی معطوف شده است. این موارد اغلب برای ایجاد تصویر مثبت در ذهن مخاطب هدف مورد استفاده قرار می گیرند در حالی که از تصاویر دارای ارزش منفی جلوگیری می شود.

برخلاف منتقدان برندسازی شخصی ، مدیریت تاثیر را دستکاری و غیر معتبر می دانند. مردم را به عنوان بازیگران اجتماعی می بیند اما هشدار می دهند که بین صحنه جلویی و عقب و یا به عبارت دیگر بین تصویر مورد نظر پیش بینی شده برای مخاطب ، نباید اختلاف نظر داشته باشد.

اختلاف بین این دو می تواند به اعتبار و شهرت فرد آسیب برساند. علاوه بر این ، رفتارهایی که برای ایجاد یک تصویر خاص مورد نظر به کار می رود ، ممکن است به همان اندازه یک تصویر ناخواسته را ایجاد کند. تلاش برای ناامنی کردن خود با مخاطب هدف برای اینکه مورد پسند واقع شود ، ممکن است به عنوان یک فرد همدلانه تلقی شود ، در حالی که خود را ارتقا می بخشد تا بتواند به عنوان برند شخصی منحصر به فرد دیده شود.

تحقیقات نشان می دهد که زنان سطح پایین تر از خود کارآمدی در کارآفرینی را نشان می دهند، زنان اعتقاد کمتری نسبت به توانایی انجام فعالیت های کارآفرینی دارند. برخی به کلیشه های جنسیتی اشاره می کنند که نشان می دهد زنان انتظار دارند نگرانی دیگران را به جای خودشان نشان دهند. فروتنی، مطیع بودن و از خود گذشتگی. در مقابل ، از مردان انتظار می رود که رفتارهای مؤثرتری را در ارتباط برقرار کنند، قاطعیت و اعتماد به نفس. این مردهای فرضی ویژگی های رهبری برای زنان کمتر مطلوب و معمول به نظر می رسد و منجر به “معضل مدیریت تصور” می شود. به نظر می رسد زنان ارائه دهنده این ویژگی ها کلیشه های غالب جنسیتی را برهم می زنند و در نتیجه کمتر دوست دارند. از این رو جای تعجب نیست ، زنان در محیط های تجاری به عنوان منفعل تر رفتار می کنند و از رفتارهای نسبتاً کم رفتارهای ایمنی استفاده می کنند. روانشناسان دریافتند که زنان نیز تمایلی به ارتقاء خود و شکستن آنچه که آنها “هنجار فروتنی” می نامند ، ندارند.

زنان در بسیاری از مشاغل کارآفرینی ، مالک-مدیر می توانند تجارت خود را با بازاریابی شخصی ارتقا دهند. با این حال ، ارتقاء خود به عنوان یک چالش برای زنان در مدیریت تاثیرگذاری مشخص می شود. هدف این است که فعالیت های بازاریابی را که توسط کارآفرینان زن متمرکز بر رفتارها و تاکتیک های تاثیرگزاری انجام می شود ، کشف کنیم.

روش شناسی

برخی روانشناسان معتقدند و می گویند با وجود “درخواست های مکرر برای روشهای تحقیقاتی که اذعان به پیچیدگی های تلاش زنان کارآفرین” دارند ، شیوع بررسی های کمی در مقیاس بزرگ در رابطه با تحقیقات کارآفرینی زنان را یافتند. هدف ما کارآفرینان زن با استفاده از یک رویکرد پدیدارشناختی برای بررسی تجربیات آنها بود و اذعان داشتند که بیش از یک راه برای مشاهده یک رویداد وجود دارد. در پدیدارشناسی ، رویکردهای مختلفی از جمله توصیفی و تفسیری وجود دارد. این دیدگاه توصیفی آنها را قادر می سازد تا گزارش های شرکت کنندگان از تجربیات خود را به عنوان کارآفرینان مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند ، در حالی که یک رویکرد تفسیری به دنبال ایجاد درک بیشتر از کیفیت و معنای تجربه و تسهیل تفسیر برداشت های آنها است.

بنابراین یک روش تحقیق کیفی را برای کشف این پیچیدگیها و برجسته کردن “پایان شخصی زنان ساکت تر” از کارآفرینی زنان با استفاده از یک روش پدیدارشناختی تفسیری (IPA) به کار گرفتیم . این فرصت را فراهم می آورد تا اطلاعات را گرد هم آورده ، داده ها را تفسیر و می تواند رویکرد ایدیوگرافی را برای کشف هر مطالعه موردی مورد تأیید قرار دهد.

جمعیت مورد مطالعه ۱۶ نفر از  کارآفرینان زن علاقمند است که برای خودشان کار کنند و مشغول ساختن یک برند شخصی هستند. مشاغل آنها طیف وسیعی از بخشهای خدمات تخصصی را شامل می شود.

این تحقیق با هدف کشف تجربیات زنان کارآفرین در هنگام استفاده از رفتارهای تاثیرگذار برای ارتباط با یک برند معتبر شخصی انجام شده است.

جمع آوری داده ها

جمع آوری داده ها به شکل یازده مصاحبه نیمه ساختار یافته بود که تقریباً یک ساعت به طول انجامید و داده های عمیقی را که در این مطالعه به منظور کشف رفتارهای تاثیرگذار در کارآفرینان زن استفاده شده است ، ارائه می دهد. این تعداد در نظر گرفته شد تا اجازه دهد نتیجه گیری اولیه از این مطالعه اکتشافی گرفته شود و به اندازه کافی کوچک باشد تا بتواند مقدار قابل توجهی از داده های کیفی را با هم مقایسه کند. برخی از ساختارها با تهیه یک راهنمای مصاحبه ارائه شده است که قابلیت اطمینان را در هنگام اطمینان از آن فراهم می کند

حوزه های موضوع مشابه با هر یک از شرکت کنندگان تحقیق، پوشش داده شد. با این حال ، قالب مصاحبه نیمه ساختار یافته هنوز هم می تواند درجه ای از خودجوش بودن را فراهم کند و مصاحبه شونده را قادر به تحقیق و جستجوی پاسخ ها کند. سوالات از ادبیات زیرین پرسیده می شدند اما عمداً گسترده بودند ، به عنوان مثال ، “چه فعالیتهای بازاریابی را برای تجارت خود انجام می دهید؟” و ترتیب موضوع برای تسهیل جریان روایت مصاحبه شونده ثابت نبود و این شرکت کنندگان را ترغیب می کرد که داستان خود را به روش خاص خود ، متناسب با رویکرد مصاحبه بیان کنند.

تحلیل داده ها

رونوشت مصاحبه و یادداشت های میدانی پس از آن توسط دو محقق به تجزیه و تحلیل پدیدارشناسی تفسیری جداگانه قرار گرفتند تا قابلیت اطمینان با هر دو به دنبال الگوهای گسترده تر ، مضامین و مفاهیم موجود در مجموعه داده ها و اشتراکات در پاسخ از طریق برنامه نویسی دستی را افزایش دهند..

تیم تحقیق موضوعات اصلی زیر را مشخص کرد: آزمایشی؛ خطر؛ اصالت و خواهش.

مطابق با تحقیقات قبلی که نشان می داد کارآفرینان تجارت خود را شخصی سازی می کنند ، این زنان شاهد جدایی اندک بین خود و مشاغل خود بودند. آنها بطور گسترده به سوابق ، مهارت ها و تجربیات خود متکی هستند.همه شرکت کنندگان در مورد فعالیتهای بازاریابی آنلاین خود رویکردی آزمایشی داشتند. این تا حدی به عدم مهارت یا “دانش” در مورد چگونگی استفاده بهینه از این ابزارها نسبت داده شده است ، به طوری که سه شرکت کننده گزارش داده اند که شخصا با وب سایت ها و رسانه های اجتماعی فعالیت نمی کنند.

با این حال ، این رویکرد تجربی نیز به تعهد نسبت به انجام کارهایی که “احساس صحیح” دارند و برای خودشان صادق هستند ، نسبت داده می شود. همانطور که یکی از مخاطبان گزارش داد ، وب سایت وی “کاملاً مناسب نیست” و او از لزوم “برندسازی مجدد” صحبت کرد ، در حالی که دیگری گفت که وی از بازاریابی خود خسته شده است و از بازاریابی مجدد صحبت نمی کند بلکه از “برندسازی مجدد” صحبت می کند. هفت نفر از شرکت کنندگان نیز بحث کردند.

همه شرکت کنندگان اظهار داشتند که ارتقاء خود از طریق هر رسانه ای به معنای “خارج شدن از آنجا” است که به نظر آنها چالش خاصی برای زنان است ، همه شرکت کنندگان خطر رسانه های اجتماعی را تشخیص دادند. نگرانی های مربوط به مشارکت در ارتقاء نفس و “بیرون بودن” از آنجا به ترس از رد ، تمایل به دوست داشتن و مقاومت در برابر اینکه “تحت فشار” تلقی می شود نسبت داده شد. کمال گرایی همچنین به دلیل تعلل در بازاریابی و فعالیت تجاری سازی شخصی مقصر است. هشت مورد از ترس، قضاوت و رد اظهار نظر کردند تا آنجا که سه نفر از دیگر کارآفرینان زن که به فکر رها کردن و بازگشت به شغل بودند .

به عنوان استراتژی های مقابله بالقوه. آنها دیدند که این موضوعات برای کارآفرینان زن از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به نظر می رسد چالش های مذاکره منجر به یک رویکرد تجربی و بازتابی در ارتباطات بازاریابی آنها می شود. ۹ مورد از این رفتارها معمولی رفتارهای بازاریابی حسی  را شامل: “مستقیم” ، “پیشگویی” ، “عمل گرا” و “مجرد بودن” به عنوان مرد و گزارش یافته را توصیف کردند.

این ناراحت کننده است ، در حالی که چهار نفر از پاسخ دهندگان این رفتارها را برای زنان “نامناسب” توصیف کردند.

علاوه بر این ، همین زنان ماهیت جنسی کارآفرینان را برجسته می کردند ، “به عنوان یک کارآفرین ، شما فقط به مرد به عنوان یک نقش بسیار مسلط نگاه می کنید”.

بهترین راه برای مشارکت در ارتقاء داشتن اصالت بوده که برای همه مهم است. همه به جز یکی از شرکت کنندگان تمایل به ظاهر حرفه ای ، شایسته و معتبر ، در عین حال واقعی و معتبر برای مخاطبان خود به عنوان یک موضوع اصلی اشاره می کند. هفت نفر از شرکت کنندگان گزارش دادند که رسانه های اجتماعی و به ویژه وبلاگ نویسی ، به کارآفرینان زن این امکان را می دهد که خطا ، شایستگی و اصالت را آزمایش کنند تا دریابند که شخص پاسخ دهنده به چه معنی است ، “تعادل مناسب”. اکثریت گزارش دادند که اصالت بیشتر در پست های آنها منجر به پاسخ های بزرگتر می شود ، “یکی از چیزهای بسیار شگفت انگیزی که من آموخته ام”. زنان هنوز مرزهای اصالت را آزمایش می کنند ، در حالی که هنوز هم می خواهند به عنوان برند معتبر و جذاب برای مشتریان تلقی شوند.

آگاه باشید که صحت بیش از حد ممکن است به عنوان “اشتراک بیش از حد” دیده شود.

این مطالعه نشان می دهد که همه کارآفرینان زن در حال آزمایش با رفتارهای ایمنی مدیریت تاثیر در مورد تقاضا هستند – نقاط ضعف و عیوب خود را با مخاطبان خود به اشتراک می گذارند تا ترس ها و خطرات ناشی از تبلیغ را کاهش دهند.

نتیجه گیری

چهار موضوع اصلی از داده ها بیرون می آیند تا توضیح دهند که چطور کارآفرینان زن در مدیریت نام تجاری خود مشارکت می کنند. به طور خاص می توان نتیجه گرفت که تاکتیک خواهش ، که با به اشتراک گذاری محدودیت ها و نقاط ضعف همراه است ، توسط کارآفرینان زن در ترکیب با تبلیغ برای ارتباط با برند شخصی معتبر استفاده می شود. در حالی که ادبیات نشان می دهد که از تصاویر منفی به طور کلی اجتناب می شود ، ما با ارائه این ادعا که که باعث ایجاد یک تصویر منفی می شود ، به طور عمدی توسط کارآفرینان زن برای تقویت اصالت استفاده می شود.

علاوه بر این ، کارآفرینان زن به سادگی از ابزارها و رفتارهای ارتقاء دهنده برای برقراری ارتباطات استفاده نمی کنند ، بلکه در عوض مخاطبان خود را به نام “مرحله عقب” برای به اشتراک گذاشتن نواقص و ضعف های خود دعوت می کنند یافته ها نشان می دهد که کارآفرینان زن از این ترکیب به عنوان یک استراتژی برای ایجاد سطح اعتماد بیشتر و تعامل با مخاطبان خود استفاده می کنند.

این مطالعه نشان داد که ترس و ضعف شخصی در بین کارآفرینان زن رایج است و حتی در هنگام برقراری ارتباط با یک برند معتبر شخصی ، انتظار می رود. به جای تکرار کردن رفتارها و ارتباط بازاریابی ، که ممکن است بازتاب بیشتری از “هنجارهای مردانه” کارآفرینی و ناراحت کننده یا نامناسب برای زنان باشد ، یافته های ما از این نتیجه گیری حمایت می کند.

این که کارآفرینان زن که یک برند شخصی معتبر را توسعه داده و ارتباط برقرار می کنند ، با “معضل مدیریت تصور” خود مواجه هستند. این افراد با انتخاب سانسور کردن خود یا شجاعت اینکه خود را “آنجا” کنار بگذارند ارائه می دهند و خطر می کنند که مورد پسند مخاطبان خود قرار نگیرند یا به سختی مورد داوری قرار نگیرند. تاب آوری عاطفی و یک شبکه حمایتی به عنوان راهبردهای مهم مقابله نشان داده شده اند.

این مطالعه تعدادی از پیامدهای مهم را برای تمرین و سیاست کارآفرینی برجسته می کند. به طور خاص ، این یافته ها چالش های پیچیده ای را که کارآفرینان زن با آن روبرو هستند که خود درگیر تبلیغ و برای بازاریابی مشاغل خود هستند ، نشان می دهد. با استفاده از چهار موضوع اصلی: آزمایشی؛ خطر؛ اصالت و خواهش ناشی از مطالعه درباره کارآفرینان زن می توانند رفتارهای فعلی مدیریت تاثیر را برای شکل دادن به کارآفرینی خود مورد بازرسی قرار دهند. آگاهی از رفتار تاثیرگذاری آنها می تواند به آنها در دستیابی به تعادل فعالیت های بازاریابی کمک کند که به طور مؤثر از اصالت بیشتر حمایت می کند و اعتماد و تعامل با مخاطبان خود را تقویت می کند.

با این حال ، ارائه پشتیبانی بیشتر هدفمند از کارآفرینان زن برای کمک به آنها در مدیریت چالش های پیش روی خود در دستیابی به تعادل بین خود تبلیغ و خواهش مفید خواهد بود.

به همین ترتیب ، یافته های این مطالعه باید مورد توجه بسیاری از آژانس های پشتیبانی تجاری باشد که به نمایندگی از سیاست گذاران عمومی فعالیت می کنند که مشتاق حمایت از رشد مشاغل زنانه هستند.

آژانس های با بودجه دولتی می توانند این حمایت را با هزینه کمتری نسبت به ارائه دهندگان بخش خصوصی به کارآفرینان زن ارائه دهند ، و این حمایت را به طور گسترده تری برای مقیاس های کوچک در دسترس قرار می دهد.

کارآفرینان این مطالعه هنجارهای جنسیتی را برجسته کرده است. به چالش کشیدن درک های موجود زنان از “کارآفرین” و رفتارهای بازاریابی مرتبط ، اولین گام های ضروری است. آژانسهای پشتیبانی و مدارس تجاری باید بر اساس ویژگیهای ارزشمند اصالت ، همدلی و گزارش مورد نیاز در این تحقیق ، به دنبال توسعه سبکهای جدید آموزش و بازاریابی در بازاریابی باشند. اینها می توانند جایگزینی برای آموزش بازاریابی مرسوم تر باشند که زنان در حال حاضر تحت سلطه هنجارهای مردانه هستند. در طی این آموزش ، باید به خطرات ادراک شده و احساس شده در ارتباطات معتبر و خودسازی برای زنان توجه شود. به ویژه ، آموزش بازاریابی در رسانه های اجتماعی و صحبت های عمومی با شبکه ها و مربیان توصیه می شود که به عنوان یک پشتیبانی در حال انجام پشتیبانی در حال انجام است.

  • برای بسیاری از کارآفرینان زن ، مفهوم زندگی شخصی و حرفه ای به طور فزاینده ای تار می شود. توصیه می شود آموزش هایی که چگونگی توسعه یک حضور رسانه ای آنلاین کاملاً مطابق با نام تجاری شخصی آنها را ارائه می دهند ، پیشنهاد کند. در حالی که استفاده از رسانه های اجتماعی فراگیر است ، هنوز شکافهایی در دانش و تجربه وجود دارد. درک سبک های مختلف سیستم عامل های رسانه های اجتماعی فردی از جمله ، توییتر ، فیس بوک و اینستاگرام ، ممکن است به زنان کارآفرین کمک کند تا صدا و شخصیت آنلاین خود را توسعه دهند.

علاوه بر این ، آنها ممکن است اعتماد به نفس بیشتری در ایجاد یک برند معتبر آنلاین و پیدا کردن مخاطبان خود برای ایجاد یک انجمن برند آنلاین داشته باشند. به طور خاص ، خطرات “بودن در آنجا” و عکس العمل احتمالی باید علناً مورد توجه و بحث قرار گیرد.

  • پشتیبانی از کارآفرینان زن برای توسعه برند آفلاین خود نیز ضروری است. صحبت های عمومی به عنوان جایگزین شگفت انگیز برای ابزارهای سنتی تر بازاریابی پدید آمده است و آموزش های متمرکز در این زمینه می تواند ابزاری برای توسعه اعتماد به نفس و ایجاد پیام یا ایده باشد.
  • شبکه ها و مربیان می توانند به ویژه در استفاده از تجربه و دانش به زنان مفید باشند. فرصت های اضافی و تشویق کارآفرینان زن برای شرکت در این فعالیت ها مورد نیاز است. این امر همچنین می تواند در برنامه های درسی آموزش بازاریابی تعبیه شود و زنان تشویق شده به دنبال یک مربی بازاریابی باشند که لزوماً نباید از بخش خودشان باشد. در هر صورت ، باید در تهیه روابط ایمن و حمایتی ، به منظور کمک به مدیریت موضوعات گزارش شده از اعتماد به نفس و آسیب پذیری ، و کمک به توسعه انعطاف پذیری مداوم عاطفی ، توجه شود.

محدودیت ها و تحقیقات آینده در این مقاله بینش غنی در مورد چگونگی توسعه و برقراری ارتباط کارآفرینان زن ارائه شده است.

علاوه بر این ، یک مطالعه طولی برای بررسی اینکه آیا استراتژی های مدیریت تاثیر برای کارآفرینان با گذشت زمان تغییر می کند سودمند است. علاوه بر این ، می توان تحقیقاتی را با مصرف کنندگان و مخاطبان کارآفرینان زن انجام داد تا ببیند کدام رفتارها ، تاکتیکها و ترکیب آنها ، در مورد صحت ، اعتبار ، اعتماد و گزارش مؤثر است.

ترکیبی از تاکتیک های بازاریابی و رفتارهای مورد استفاده کارآفرینان از بخش های مختلف بازار و کشورهای مختلف نیز برای شناسایی قابلیت انتقال این یافته ها ضروری است.

مطالعه فرهنگی در هنگام تهیه برند شخصی ، بینش غنی از پویایی فرهنگ ارائه می دهد. به عنوان مثال ، تحقیقات انجام شده در فرهنگ های مردسالار مانند خاورمیانه انجام می شود.

بینش در مورد چگونگی مدیریت کارآفرینان زن با نام تجاری شخصی خود و استفاده از رفتارهای تاثیرپذیری ، برای بازاریابی مشاغل خود در یک جامعه مردسالار.

 

گردآوری و ترجمه:

آویشن شمس
مدیر مارکتینگ و فروش شرکت روشا ماهتاب

دانشجوی دوره برندهای لوکس و فشن (LBM)

Avishan Shams
CEO & Co-founder at Roshaa Mahtaab Company

 

استاد راهنما:

دکتر سید محمد مهاجر

مدیر و موسس هلدینگ برندآفرین

مدیر دپارتمان مدیریت و دانشیار موسسه آموزش عالی ترجمان علوم

 

منابع و مراجع

Amanatullah, E. T. and Morris, M. W. (2010), “Negotiating gender roles: Gender differences in

assertive negotiating are mediated by women’s fear of backlash and attenuated when negotiating on

behalf of others”, Journal of Personality and Social Psychology, Vol. 98 No.2, p. 256.

Anwar, M. N. and Daniel, E. (2016), “Entrepreneurial marketing in online businesses: the case of

ethnic minority entrepreneurs in the UK”, Qualitative Market Research: An International Journal,

Vol. 19 No.3, pp.310-338

Arvidsson, A. and Bandinelli, C. (2013), “Brand Yourself as a Changemaker!”, Journal of

Macromarketing, Vol. 33 No. 1, pp. 67-71.

Bamiatzi, V., Jones, S., Mitchelmore, S., and Nikolopoulos, K. (2015), “The role of competencies in

shaping the leadership style of female entrepreneurs: the case of North West of England, Yorkshire,

and North Wales”, Journal of Small Business Management, Vol. 53 No.3, pp. 627-644.

Becker, T. E., and Martin, S. L. (1995), “Trying to look bad at work: Methods and motives for

managing poor impressions in organizations”, Academy of Management Journal, Vol.38 No.1, pp.

۱۷۴-۱۹۹٫

Bendisch, F., Larsen, G., and Trueman, M. (2013), “Fame and fortune: a conceptual model of CEO

brands”, European Journal of Marketing, Vol.47 No. 3/4, pp. 596-614.

Bird, B. and Brush, C. (2002), “A gendered perspective on organizational creation”, Entrepreneurship

Theory and Practice, Vol.26, No.3, pp. 41–۶۵٫

Bolino, M. C. and Turnley, W. H. (2003), “More than one way to make an impression: Exploring

profiles of impression management”, Journal of Management, Vol. 29 No.2, pp.141-160.

Bolino, M., Long, D. and Turnley, W. (2016), “Impression Management in organizations: Critical

questions, answers, and areas for future research”, Annual Review of Organizational Psychology and

Organizational Behavior, Vol.3, March, pp. 377-406.

Bresciani, S. and Eppler, M. J. (2010), “Brand new ventures? Insights on start-ups’ branding

practices”, Journal of Product and Brand Management, Vol.19 No. 5, pp. 356-366.

Braun, V. and Clarke, V. (2006), “Using thematic analysis in psychology”, Qualitative Research in

Psychology, Vol. 3 No.2, pp.77-101.

Bryman, A. (2012), Social Research Methods. Oxford university press, Oxford.

Chen, C. P. (2013), “Exploring Personal Branding on YouTube”, Journal of Internet Commerce,

Vol.12 No.4, pp.332-347.

Cialdini, R. B. and De Nicholas, M. E. (1989), “Self-presentation by association”, Journal of

Personality and Social Psychology, Vol.57 No.4, p. 626.

Creswell, J. W., and Miller, D. L. (2000), “Determining validity in qualitative inquiry”, Theory into

practice, Vol. 39 No.3, pp. 124-130.

Crick, D. and Chaudhry, S. (2013), “An Exploratory Study of UK Based Asian Family-Owned Firms

Motives for Internationalising”, Journal of Small Business and Enterprise Development, Vol.20,

No.3, pp.526-547.

Crick, D., and Crick, J. M. (2016), “Coopetition at the sports marketing/entrepreneurship interface: A

case study of a Taekwondo organisation”, Marketing Intelligence and Planning, Vol.34 No. 2,

pp.169-187.

Crick, D., and Crick, J. (2015), “Learning and decision making in marketing planning: a study of New

Zealand vineyards”, Marketing Intelligence and Planning, Vol.33 No.5, pp.707-732.

De Chernatony, L. and McDonald, M. (2003), Creating Powerful Brands, 3rd ed.,

Elsevier/Butterworth-Heinemann, Oxford.